از: عزت السادات ميرخاني
تيتر: اسلام و سازما ن هاي غير دولتي
سوتيترها:
- بعد از امور اعتقادي و ايماني و اعمال عبادي به انفاق و احسان و تعاون و صدقات و
امور خيريه اهميت خاصي داده است و نيكوترين نشانه بر صدق ايمان را صدقه جاريه
دانسته است.
-
اسلام از طريق وقف، نذر، هبه، قرضالحسنه وصيت و واگذاري، منابع به نفع مستضعفان و
عموم افراد جامعه با نفوذ معنوي خود خواسته است در تعميم و تعديل ثروت جامعه گام
هاي مؤثر بردارد و براي مبارزه با تجملپرستي ها و اسراف و تبذير و انحصارطلبي به
بالا بردن نيروي ايمان و انساندوستي اهميت دهد.
-
سنت وقف ويژه كشورهاي اسلامي و شرقي نيست؛ در كشورهاي غربي و حتي در نقاط دورافتاده
جزاير استراليا و آفريقا و در ميان سرخپوستان آمريكاي جنوبي اين سنت وجود داشته
است؛ اين اقوام براي معابد، پرستشگاهها، كليساها، صومعهها و ديرهاي شان
موقوفههايي اختصاص ميدادهاند، به ويژه در عهد باستان در يونان، چين، هند، ژاپن،
روم، بابل و فلسطين قبل از اسلام نيز موقوفاتي وجود داشته است.
-
از جمله موقوفات حضرت علي (ع) صد چشمه آب بود كه حضرتش در ينبع حفر و براي حاجيان
خانه خدا وقف فرمودند.
-
در قرضالحسنه، شخص بالفعل مقدار مال خود را داوطلبانه در اختيار ديگري قرار ميدهد
و فقط قصد خدمت دارد. در انديشه ديني اين عمل بايد با قصد قربت صورت پذيرد كه در
اين صورت چنين خدمتي درقالب يك اين
سازمان غيردولتي هم جنبه عبادي نيز پيدا ميكند
تعريف سازمان هاي غيردولتي:
سازمان غيردولتي به گروهي مستقل، غيردولتي، غيرانتفاعي و داوطلبانه از مردم گفته
ميشود كه با اهداف مشخص و آشكار پيرامون يك نياز اجتماعي مشترك گرد آمدهاند.
ويژگيهاي سازمان هاي غيردولتي:
1 ـ سازمان هاي غيردولتي غيرسياسي هستند و از آن جا كه بطور مستقيم به فعاليتهاي
سياسي نميپردازند، ميتوانند آزادانهتر به فعاليت خود ادامه دهند.
2 ـ به علت عدم وابستگي به دولت، جزر و مدهاي ناشي از تغيير دولتها و مسئووليتها،
برنامههاي آنها را تحتالشعاع قرار نميدهد و ميتوانند براي خود، سياستها و
برنامههاي درازمدت تدوين كنند.
3 ـ به علت محدوديت بودجه و امكانات ميتوانند افراد كمتر و كارآمدتر را جذب كنند.
4 ـ غيرانتفاعي و داوطلبانه عضو ميپذيرند.
5 ـ كمتر ملاحظه كاري دارند(مثلاً در عملكرد داخلي در برابر قوه قضائيه، رهبران
نظام، مراجع مذهبي و نخبگان، در عملكرد بينالمللي مثلاً در برابر سازمان ملل و
اتحاديه اروپايي).
6 ـ به علت كوچك بودن، امكان تكثيرپذيري بيشتري دارند، مثلاً با پنج نفر ميتوان يك
سازمان غيردولتي تأسيس كرد و پس از جذب تعداد بيشتري از افراد، از دل اين تشكيلات
چند سازمان غيردولتي ديگر تأسيس نمود.
7 ـ اين سازمان ها به علت خود جوش بودن ميتوانند افراد هم سليقه را گردهم جمع
كنند. بنابراين انسجام تشكيلاتي در اين مجموعهها بيشتر و توان عملكرد آنها بالاتر
از مجموعههاي دولتي است.
اهداف سازمان هاي غيردولتي
1 ـ در تبيين و تبليغ مفاهيم ديني و ايجاد جريانهاي علمي و فرهنگي ميتوانند فعال
باشند.
2 ـ با انتخاب موضوعات جزئي و با محدود كردن موضوع فعاليت خود، ميتوانند سطح
كارشناسي خود را در همان موضوع، سرعت بشخند و به نهادهاي حكومتي و سياستگذاران،
طراحان و مجريان سطوح مختلف، مشاوره كارشناسي دهند.
3 ـ با ايجاد جريانهاي فرهنگي و اجتماعي و تكثير آن، ميتوانند زمينههاي لازم را
براي تحقق اهداف و برنامههاي نظام اسلامي فراهم و مطالبات عمومي را هدايت كنند و
آنگاه كه نهادهاي دولتي در اجراي وظيفه خود، سهلانگاري يا برخلاف اهداف نظام
اسلامي رفتار ميكنند، با آگاهسازي مخاطبان و ارائه تحليل روزآمد، فشار مطالبات
اقشار گوناگون را متوجه نهادهاي دولتي سازند.
4 ـ ميتوانند بازوي نظارتي نظام اسلامي باشند و به ويژه بر عملكرد نهادهاي دولتي
نظارت كنند.
5 ـ اين نهادها از بهترين حلقه هاي اتصال ميدان مردم و مسئوولان هستند و به نظر
ميرسد كه تكيه به گروه هايي كه بدون انگيزههاي قدرتطلبانه، نقش حلقه اتصال را
ايفا كنند، از اتكا بر احزاب سياسي كه در كنار نظام اسلامي،كانونهاي قدرت سياسي
تأسيس ميكنند، كارآمدتر باشد.
موضوع فعاليتهاي سازمان هاي غيردولتي
فعاليت سازمان هاي غيردولتي رابطه مستقيم با نيازهاي عمومي جامعه دارد. اين سازمان
ها مخصوص زنان نيست، بلكه يكي از دغدغههاي آنها حل مشكلات زنان و حمايت از آنها
ميباشد.
موضوع فعاليتهاي سازمان هاي غيردولتي به چهار دسته تقسيم ميشود:
1 ـ فعاليتهاي فرهنگي 2 ـ فعاليتهاي اجتماعي 3 ـ فعاليتهاي خيريهاي 4 ـ
فعاليتهاي تخصصي صنفي
آمارها نشان ميدهد كه از سال 1376 ـ 1379 سازمان هاي غيردولتي زنان با موضوع
فعاليت فرهنگي، اجتماعي 8/3 برابر، با موضوع فعاليت خيريهاي 4/3 برابر، و با موضوع
تخصصي و صنفي 3 برابر رشد را نشان ميدهد(كمالي، 1383، ص 4 ـ 5)
اين در حالي است كه رشد سازمان هاي غيردولتي در زمينه فرهنگي و اجتماعي در سال 1380
دو برابر رشد اين سازمان ها در زمينه خيريهاي بوده است و 140 سازمان هاي غيردولتي
ايجاد شده و در سال 1381 نيز 90 سازمان در زمينه فرهنگي اجتماعي و 23 سازمان در
فعاليتهاي خيريهاي مشاركت داشتهاند. در حالي كه در كشورهاي توسعه يافته عمده
سازمان هاي غيردولتي در زمينههاي خيريهاي و مددكار اجتماعي فعاليت دارند. در
جامعه ما با وجود مشكلات فراوان اقتصادي، سازمان هاي غيردولتي با زمينه فعاليت
فرهنگي و اجتماعي در حل گسترش هستند و عمدهترين موضوعات حقوق بشر، حقوق كودكان،
حقوق زنان و جوانان و محيط زيست است كه سياستها و اهداف و برنامههاي سازمان هاي
غيردولتي در اين زمينهها از مجموع سياست، اهداف و برنامههاي سازمان ملل و يونسكو
فراتر نميرود.
زمينههاي شكلگيري سازمان هاي غيردولتي زنان در ايران
برخي انجمنهاي علني يا نيمهسري زنان پس از انقلاب مشروطيت، از جمله انجمن مخدرات
وطن، انجمن خواتين و كانون بانوان را سرآغاز تشكيل سازمان هاي غيردولتي با مختصات
مدرن ميدانند.اين انجمنها در زمان سلطنت پلهوي دوم در قالب سازمان هاي طرفدار
رژيم سلطنتي يا گروه هاي چپ به فاليت خود ادامه داند و پس از انقلاب نيز چندين
سازمان غيردولتي شكل گرفت كه چندان فعاليتي در موضوع زنان نداشت، تشكيل گروه هاي
زنانه ايراني در خارج از كشور مربوط به دهه شصت ميشود؛ در آن زمان مخالفان مقيم
خارج همراه با تحليلگران غربي، به اين نتيجه رسيدند كه مبارزه با نظام اسلامي تنها
از راههاي فرهنگي و درازمدت امكانپذير است. بدينترتيب موجي از گرايشهاي زنانه
كه تجربه مأيوسكننده مبارزه سياسي با نظام اسلام را چه در قالب گروه هاي چپ و چه
در گروه هاي سلطنتطلب، در پرونده خود داشتند، به سمت مطالعات زنان رفتند. هماكنون
دهها زن ايراني در رشته مطالعات زنان با درجه دكترا و فوقدكترا در دانشگاهها
مشغول تدريساند و يا از نظريهپردازان فمينيسم اسلامي، همكاران نهادهاي بينالمللي
در موضوع حقوق زنان يا نويسندگان فعال به حساب ميآيند(پايدار، 1383، ص 18 ـ 33).
«در داخل كشور اين حركت با اندكي تأخير و توسط نيروهاي سكولار آغاز شد. فرصت چند
ساله دوري از قدرت پس از انتخابات مجلس چهارم به گروهي از سياستمداران يا مسئوولان
دولتي چپگرا فرصت داد تا با استفاده از بورسهاي تحصيلي دولتي به دانشگاههاي خارج
بروند و ادامه تحصيل بدهند و يا اينكه در نهادهاي تحقيقاتي مشغول به كار شوند ...
در همان سالها گروه هاي مختلفي از زنان سكولار نيز با تشكيل گروه هاي مطالعاتي و
جلساتي منظم درون خانهها، مسائل زنان را از ديد تئوري فمينيستي تحليل ميكردند.
اين گروه هاي مطالعاتي، متون فمينيستي ترجمه شده يا به زبانهاي اصلي را ميخواندند
و در جلسات خود پيرامون آنها بحث ميكردند. بخشي از اين گروه ها بعدها توانستند با
راهانداختن مؤسسات انتشاراتي، قسمتي از مباحث تئوريك فمينيستي را در قالب كتاب
منتشر كنند و پس از باز شدن نسبي فضاي اجتماعي ـ سياسي، گروه پر تعدادتري از آنها
كار در سازمان هاي غيردولتي را آغاز كردند يا در سازمان هاي كودكان و محيط زيست كه
از قبل در آنها فعاليت ميكردند، كار درباره مسائل جنسيتي را پررنگتر كردند. اين
گروه پشتوانه تئوريك محكمتري نسبت به زنان اصلاحطلب داشت و چون از دوران ركود و
نداشتن فعاليت اجتماعي براي خواندن و فراگيري تئوريك استفاده كرده بودند، به نظر
ميرسيد ميتوانند عمل اجماعي حساب شدهتر و مؤثرتري نسبت به ديگران داشته باشند.
در عمل، در بسياري از مقاطع و رويدادها، اين گروه توانستند نقش رهبري يا كليدي را
بازي كنند.»(معماريان، 1382، ش 14 ـ 15، ص 24).
تاريخچه سازمان هاي غيردولتي در اقوام و ملل ديني و غيرديني
اديان آسماني و پيامبران الهي به ويژه پيامبر اسلام(صليالله عليه وآله) به انجام
كارهاي نيك و احسان و انفاق و دستگيري از مساكين و مستضعفان سفارش بسيار كردهاند.
دين مقدس اسلام بعد از امور اعتقادي و ايماني و اعمال عبادي به انفاق و احسان و
تعاون و صدقات و امور خيريه اهميت خاصي داده است و نيكوترين نشانه بر صدق ايمان را
صدقه جاريه دانسته است.
اسلام از طريق وقف، نذر، هبه، قرضالحسنه وصيت و واگذاري، منابع به نفع مستضعفان و
عموم افراد جامعه با نفوذ معنوي خود خواسته است در تعميم و تعديل ثروت جامعه گام
هاي مؤثر بردارد و براي مبارزه با تجملپرستي ها و اسراف و تبذير و انحصارطلبي به
بالا بردن نيروي ايمان و انساندوستي اهميت دهد. در سيستم قانونگذاري اسلام،
قرضالحسنه نيز اولين گزينش خدا باوري است و رضاي خدا به مردم خدمت كردن است.
نويسنده در اين مقاله سعي دارد جنبههاي وقف و قرضالحسنه را كه از سازمان هاي
غيردولتي اسلامي است، بررسي نمايد.
وقف كردن از كارهاي پسنديده و نيكويي است كه از ديرباز و حتي پيش از ظهور اسلام در
جوامع بشري و عرف عقلاً متداول بوده و نمونههاي بسياري از آن را در كتب تاريخ،
جامعهشناسي و ... ميتوان مطالعه كرد. آنچه از مطالعه اين پديده اجتماعي در زمان
هاي دور و نزديك به دست ميآيد، اين است كه اين سيره حسنه همه جا به خاطر انگيزه
ديني نبوده؛ بلكه در مواردي انگيزههاي ديگري ار هم ميتوان ديد كه مردم را به سوي
وقف كردن بر ميانگيخته است.
سنت وقف ويژه كشورهاي اسلامي و شرقي نيست؛ در كشورهاي غربي و حتي در نقاط دورافتاده
جزاير استراليا و آفريقا و در ميان سرخپوستان آمريكاي جنوبي اين سنت وجود داشته
است؛ اين اقوام براي معابد، پرستشگاهها، كليساها، صومعهها و ديرهاي شان
موقوفههايي اختصاص ميدادهاند، به ويژه در عهد باستان در يونان، چين، هند، ژاپن،
روم، بابل و فلسطين قبل از اسلام نيز موقوفاتي وجود داشته است (سازمان اوقاف و امور
خيريه، 1372، ج 2، ص 41). فقهاي بزرگ ما نيز در آثار خود درباره وقف كردن پيشينيان
سخن گفتهاند مثلاً صاحب جواهر ميگويد: زرتشتيان بر آتشكدههاي خود وقف
ميكنند(نجفي، 1981 م، ج 28، ص 31) و جاي ديگر ميگويد: اگر يهود و نصاري بر كليسا
وقف كنند يا براي تورات و انجيل، جايز است؛ بيآنكه فقيهي در آن اختلاف داشته باشد
(نجفي، 1981 م، ج 28، ص 36)
ملل قديم اقوام آريايي، خاصه نژاد ايراني كه از زمان هاي بسيار قديم به پيروي از
آيين و كيش خود به كارهاي نيك و آباداني و دستگيري از درماندگان و بينوايان توجه
بسيار داشتند، به يقين داراي موقوفات و نذور بسياري براي نگهداري معابد و
آتشكدههاي خود بودهاند كه پارهاي از آنها در بعضي از شهرستان هاي ايران مثل يزد
و كرمان در نزد زرتشتيان باقي و داير است. از روي قراين ميتوان حدس زد كه آتشكده
معروف آذرگشسب در بلخ موقوفات و نذور بسيار داشته است (شهابي، بيتا، ج 1، ص 2)
مردم مصر در قديم با فكر وقف اجمالاً آشنا بودند. املاكي بر خدايان، معبدها و
مقبرهها اختصاص مييافت تا در آمد آنها به مصرف تعميرات، نوسازي، اقامه مراسم و
خرج كاهنان (رهبران ديني) و خادمان برسد و اين گام به قصد تقريب به خدايان برداشته
ميشد (همو، ص 39) روميان با نظام مؤسسات كنيسه و مؤسسات خيريه آشنا بودند؛ اين
مؤسسات به اداره فقيران و ناتوانان ميپرداخت. و اموالي به اين مؤسسات اختصاص
مييافت تا به مصرف فقرا و ناتوانان برسد (همو، ص 39)
سازمان هاي غيردولتي بعد از اسلام در قالب وقف
از آغاز پيدايش دين مقدس اسلام كارهاي خير جمعي و از آن جمله قرضالحسنه و وقف
جايگاهي رفيع داشت، همه پيشوايان بزرگوار ما در اين راه خير پيشگام بودهاند و در
درياي بيكران علوم فقهي گوهرناب وقف مقامي رفيع دارد. از زماني كه استنباط علمي
عميق اسلامي از منابع چهارگانه كتاب، سنتف عقل و اجماع شروع و علم فقه به وجود
آمده، بابي به وقف اختصاص يافته است.
نخستين صدقه موقوفه در اسلام زمين هاي (مخيريق) است. مخيريق آنها را با وصيت در
اختيار پيامبر (صليالله عليه و آله) گذاشت و پيامبر (صلالله عليه و آله) آنها را
وقف كرد (واقد، 405 ه، ج 1، ص 262) مخيريق مردمي يهودي بود كه در جنگ احد مسلمان
شد و در جنگ نيز شركت كرد. وي در آن جنگ به شهادت رسيد. بنابراين املاك وي از همان
زمان به پيامبر (ص) تعلق گرفت. اين زمين ها از هفت قطعه باغ تشكيل شده بود كه تا
سال هفتم هجرت كارگران پيامبر (ص) باغها را اداره ميكردند. اما در همان سال آن
حضرت باغ ها را وقف را تشريع نمودند.
اميرالمومنين (ع) در مدت چندين سالي كه از كارهاي سياسي كنار گذاشته شده بودند،
قهراً در اجتماعات حضور كمتري داشتند و لذا در اين مدت به امور كشاورزي، درختكاري،
حفر قنوات و چشمهها در اطراف مدينه مشغول شدند و بدين وسيله املاك و باغ ها و
مزارع فراواني درست كردند. حضرت باغ ها را در راه خدا به صورت زكات و صدقه واجب يا
مستحب انفاق ميكردند و در آخر عمر همه باغ ها و مزارع را وقف فرمودند؛ اين باغ ها
براي حجاج خانه خدا، فقرا و خويشاوندان وقف شدند (مجلسي، 1403 ه ج 41، ص 43).
از جمله موقوفات حضرت علي (ع) صد چشمه آب بود كه حضرتش در ينبع حفر و براي حاجيان
خانه خدا وقف فرمودند. ابن شهر آشوب موقوفههاي ديگري نيز از آن حضرت ذكر كرده است
(مازندراني، بيتا، ج2، ص 123).
قيام و شهادت سرور آزادگان حسين بيعلي (ع) علاوه بر آثار شگفتانگيزي كه در فرهنگ
قيام و شهادت به جاي گذاشت، در وقف و ايقاف نيز ابعاد گسترده و تازه به وجود آورد
و وقف به چشمه جوشان و پر نور شهادت و ولايت پيوند خورد.
شيفتگان ارزش هاي والاي انساني و عاشقان راه خاندان عصمت و طهارت براي زنده
نگهداشتن حماسه خونين كربلا كه عدهاي از دشمنان و بد خواهان در طول تاريخ قصد
داشتند آن را به فراموشي بسپارند، در پديده وقف موفق شدند اين حماسه جاويد را تا
قيامت همچنان تازه نگه دارند و با برپايي مجالس عزاداري، آمادگي خويش را براي حضور
در صحنههاي مبارزه با ستمكاران تاريخ حفظ كنند. از اين زمان به بعد جلوههاي متنوع
وقف در همه زمينهها به وجود آمد و از زمان خلافت عباسيان تشكيلاتي به نام (ديوان
وقف) پديدار شد. در زمان سلطان سنجر تصدي امور وقف به علما و دانشمندان اسلامي
واگذار شد و او در تحقق نظر واقفان خيرانديش تأكيد بسيار كرد. پس از حمله مغول و
آرامش نسبي اوضاع مسأله وقف بار ديگر احيا شد و وزير دانشمند خواجه رشيد الدين فضل
ا... اماكن عام المنفعهاي از قبيل مسجد، مدرسه، رصدخانه و كتابخانه وقف كرد كه هم
اكنون وقفنامه آن تحت عنوان (وقفنامه ربعرشيدي) موجود است.
در زمان صفوي وقف، گسترش بسياري يافت و حتي براي تصدي و نظم اوقاف تشكيلاتي شبيه به
(وزارتخانه) به وجود آورد كه به وسيله مستوفيان و صدور متوليان دقيقاً مورد رسيدگي
و مميزي قرار ميگرفت.
وقف در قرون اخير
در زمان افشاريان و قاجاريان وقف به صورت نيمه آشفتهاي درآمد و بدان توجه نشد. بعد
از قاجاريه بر اثر اقدامات روحانيت آگاه و مردم، بيشتر موقوفات احيا شده و با تأسيس
(وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه) وقف صورتي مدون و قانوني به خود گرفت. بعدها
در سال 1313 شمسي قانون اوقاف صورتي مدون و قانوني به خود گرفت. بعدها در سال 1313
شمسي قانون اوقاف و يك سال بعد نظامنامه آن تنظيم شد. اما در زمان قدرت ظاهري
رضاخان و پسرش بتدريج وقف از صورت صحيح خارج گرديد و آنها بسياري از موقوفات را به
نام املاك شخصي خود به ثبت رساندند و آنها را برخلاف اصول فقهي به بهانه اصلاحات
ارضي به فروش رساندند.
در زمان انقلاب شكوهمند اسلامي كه به رهبري حضرت امام خميني (قدسسره) به وقوع
پيوست، وقف دوباره احيا شد (سازمان حج و اوقاف، 1372، ص 14). درباره وقف آيات قرآني
فراواني نازل گرديده است:
1ـ (مثل آنان كه مال شان را در راه خدا انفاق كنند مانند دانهاي است كه از آن هفت
خوشه برويد كه در هر خوشه صد دانه باشد. خداوند براي هر كس كه بخواهد، بازهم بر
اين مقدار بيفزايد)«بقره، 261»
2ـ «هرگز به خير و خوبي كامل نميرسيد، مگر آنكه آنچه را دوست داريد، در راه خدا
انفاق كنيد» (آل عمران، 92).
3ـ «نيكوكاري بدان نيست كه روي به جانب مشرق و مغرب كنيد. دارايي خود را در راه
دوستي خدا به خويشان و يتيمان و فقيران و در راه ماندگان و سؤال كنندگان بدهيد و هم
در آزاد كردن بندگان صرف كنيد.[1]
(بقره، 177).
4ـ «آنچه از كارهاي خير پيشاپيش براي خود ميفرستيد، نزد خدا بهتر از آن را
مييابيد و با اجري عظيمتر»[2]
(مزمل، 20)
در روايات نيز به امور خير بسيار سفارش ده است:
1ـ از حضرت علي (ع) روايت شده است «صدقه و حبس دو ذخيره هستند پس آنها را براي
روزگار خود حفظ كنيد»[3]
(نوري طبرسي، 1411 هـ ج 2،ص 511).
2ـ از اما صادق (ع) روايت است كه فرمود: انسان بعد از مرگش ثوابي نميبرد مگر از
سه خصلت: اول صدقهاي كه در زمان حياتش جاري كرده باشد و بعد از مرگش همچنان در
جريان باشد؛[4]
دوم سنت نيكويي كه بنا نهاده و پس از مرگش طبق آن عمل شود؛ سوم فرزند نيكويي كه بنا
نهاده و پس از مرگش طبق آن عمل شود؛ سوم فرزند نيكويي كه برايش دعا كند (حرعاملي،
بيتا، ج 13، ص 292؛ صدوق،1403 هـ ج 1،حديث 184؛ طوسي، 1406 ه ج 9،ص 232).
به اين ترتيب بايد گفت كه سازمان هاي غيردولتي حتي قبل از اسلام هم بوده، اما تحت
اين عنوان نبوده است. از سازمان هاي غير دولتي بارز، علاوه بر وقف ميتوان قرض
الحسنه را نام برد.
انواع مالكيت در اسلام:
مالكيت بر دو نوع است: 1ـ مالكيت خصوصي؛ 2ـ مالكيت دولتي.
1ـ مالكيت خصوصي
عبارت است از وقف براي شخص يا اشخاص معين از قبيل اولاد و ذريه واقف. اين نوع وقف
اختصاص به افراد محصور دارد و بايد براي موقوف عليه ماكيت داشته باشد؛ يعني از
بهره آن استفاده ببرد از قبيل وقف بر اولاد، علما و فقرا طبق آيه «ليس البر ان ...
و ابن السيبل و السائلين و في الرقاب» (بقره، 177). و همچين آيه زير به صراحت در
زمينه خدمات غير دولتي بيان گرديده است ه به لحاظ مديريت به شخص واگذار ميشوند.
«ان المسلمين والمسلمات و المومنين و المومنات ... ) (احزاب ، 35) اين آيه ضمن آنكه
خصوصيات مؤمنان (چه مرد، چه زن) را بيان ميكند، اسباب نزول آيه را نيز چنين بيان
ميدارد كه چون رسول خدا از جنگ خيبر برگشت و در آن جنگ گنجينههاي آل ابي الحقيق
نصيب مسلمانان شد، و حضرت فرمود كه بر طبق دستور خداي متعال بين همه مسلمان تقسيم
گردد ( طباطبايي، 1363، ج 32، ص 184).
2ـ مالكيت دولتي
عبارت است از وقف بر جهتي عمومي و مصلحتي همگاني نظير وقف كردن مسجد، پل حمايت از
زنان بيسرپرست و كاروانسرا. در اين نوع وقف، مقصود نفع تمام مردم است نه گروه خاص
يا نوع معين و مشخص (الموسوي الخميني، 1390 هـ ج 2، ص 123).
اگر كسي مالي را در راه خدا وقف نمود، اين وقف منصرف است به هر چيزي كه باعث نزديكي
به خدا شود. مقصود از سبيل الله طريق و راهي است كه از آن به ثواب و پاداش حق تعالي
ميتوان نايل شد و از آن طرف رضا و خشنودي حضرت حق تعالي را تحصيل نمود (ذهني،
1370، ج 9، ص 404). امور خيريه از همان آغاز صدور اسلام به عنوان عمل خير و سنت
نيكو و پسنديده در شمار صدقه جرايه باقيات الصالحات به حساب ميآمد و پاداش و اجر
فراوان اخروي و شهرت و نام نيك و جاودانگي ياد و خاطره واقف را به همراه داشت.
قرضالحسنه، عملي بسيار پسنديده بود و به شدت مورد توجه عموم پيروان
اسلام قرار گرفت هر يك از پيروان اسلام كه بر سرنوشت علمي فرهنگي، و معنوي جامعه
اسلامي علاقه داشت، به اندازه استعداد و به قدر امكان خويش به اين كار كه از باقيات
صالحات و سنتهاي حسنه بود، اقدام ميكرد، به اين عمل نيز افتخار مينمود و به خاطر
رضاي الهي در راه حفظ آثار علما و رساندن آن به نسلهاي آينده و كمك به پيشرفت
جامعه اسلامي از هيچ تلاشي مضايقه نميكرد. نويسنده بر آن است كه قرضالحسنه را به
عنوان مصداق بارز سازمان هاي غير دولتي در انديشه اسلامي ارزيابي نمايد.
همان طور كه ميدانيم در قرضالحسنه، شخص بالفعل مقدار مال خود را داوطلبانه در
اختيار ديگري قرار ميدهد و فقط قصد خدمت دارد. در انديشه ديني اين عمل بايد با قصد
قربت صورت پذيرد كه در اين صورت، چنين خدمتي درقالب يك
اين سازمان غيردولتي هم جنبه عبادي نيز
پيدا ميكند و قصد قربت يكي از شروط آن ميگردد. اين سيستم قانونگذاري هم به تأمين
بودجه و هم اعتبار و هم قصد قربت نياز دارد. تامل در اين باب نشان مي دهد كه
اسلام در اين مسأله هم جلوتر از
ديگران است.
بررسي قرضالحسنه در آيات و روايات
قرضالحسنه در لغت: قرض[5]
در لغت به معناي وام، وام دادن(حسيني دشتي، 1379، ج8، ص291) و جمع آن قروض
است(جر، 1363، ج2، ص179). قرض در اصطلاح عبارت است از اينكه مال را به ضمان
ملك ديگري نمايند به اينكه به عهده او باشد كه خود آن مال يا مثل يا قيمت آن را
بپردازد. به تمليك كننده «مقرض» يا وام دهنده، به قبول كننده ملك «مقترض» يا وام
گيرنده و به وامخواه «مستقرض» گفته ميشود(الموسوي الخميني، 1365، ج2، ص635).
همچنين به معني وام دادن بشري به بشر ديگر است(حسيني دشتي، 1379، ج8، ص 293).
1ـ «كيست كه خدا را وام(قرضالحسنه) دهد و خدا بر او به چندين برابر بيفزايد. خداست
كه ميگيرد و ميدهد و همه به سوي او باز ميگرديد»[6]
(بقره، 245).
2ـ اگر براي خداوند قرضي نيكو بدهيد، خداوند آن را براي شما چندين برابر ميگرداند[7]
(تغابن، 17).
3ـ براي خداوند قرضي نيكو بدهيد[8](مزمل،
20).
4ـ همانا زنان و مردان كه صدقه ميدهند به خدا قرض نيكو دهند[9](حديد،
18).
بررسي قرضالحسنه در روايات
از پيامبر اكرم(ص) روايت است كه فرمود «هر كسي به برادر مسلمان خود قرض دهد، در
مقابل هر درهمي كه به او قرض داده به وزن كوه احد از كوههاي رضوي و طور سينا براي
او حسنه است و اگر در مطالبهاش با او مدارا كند، به خاطر اين مدارا مانند برق
جهنده فروزان بدون حساب و عذاب از روي صراط ميگذرد. و هر كسي برادر مسلمانش نزد او
شكايتي برد و به او قرض ندهد خداوند عزوجل در روزي كه نيكوكاران را جزا ميدهد بهشت
را بر او حرام ميكند» (حرعاملي، بيتا، ج13، ص 78).
در كتاب «امالي» روايتي نقل شده از رسول خدا(ص)كه فرمود «كسي كه برادر مسلمان
نيازمندش براي گرفتن وام از او درخواست كند و او با وجود توانايي به او وام ندهد،
خداوند بوي بهشت را كه از راههاي دور به مشام ميرسد، به او حرام ميكند»
(بحراني، 1363، ج20، ص 107). عبدالرحمن بن ابيبكر روايت كرده كه رسول خدا(ص)
فرمود «روز قيامت مؤمني به صحراي محشر وارد ميشود كه صاحب وام او را دستگير كرده و
ميگويد من از اين مرد طلبكارم. پس خداوند ميفرمايد: من سزاوارتر از كسي هستم كه
دين بندهام را پرداخت نمايد» (الشهدي، بيتا، ج6، ص 244). امام
صادق(ع)فرمود هيچ مسلماني نيست كه قرض دهد مسلماني را به جهت رضاي خدا، مگر آنكه
براي او اجرش مانند صدقه حساب شود تا آنگاه كه قرض قرض به او برگردد (بحراني،
1363، ج20، ص 106).
قرضالحسنه از نظر فقها
در قرض اجر بزرگ و ثواب بسيار است و آن بهتر از صدقه دادن است(طباطبايي، 1374،
ج9، ص470؛ محقق كركي، بيتا، ج 5، ص9).
قرض دادن، بهتر است از صدقه دادن به مثل آن(ابنالاثير، بيتا، ج2، ص 22).
قرض دادن به مؤمن از مستحبات مؤكد است، مخصوصاً قرض دادن به صاحبان نياز به خاطر
خصوصيتي كه دارد. همچنين روايتي هست از رسول اكرم(ص)كه فرمود«كسي كه نياز و حاجت
برادر مسلمانش را برآورده كند، خداوند نياز او را در دنيا برآورده ميكند تا روز
قيامت»(طباطبايي، 1374، ج8، ص 180؛ حسيني سيستاني، 1377، ج2، ص 282). علامه
حلي فرموده است در قرض دادن ثواب بسياري است كه ناشي ميشود از امداد كردن اصل
احتياج از روي رغبت و ثواب؛ بايد اكتفا كرد به رد عوض نه زياده از آن(محقق حلي،
1377، ج2، ص 65).
در «تحريرالوسيله» با اشاره به قول پيامبر(ص) ميخوانيم«قرض دادن به مؤمن مخصوصاً
براي صاحبان نياز از مستحبات مؤكد ميباشد، زيرا خصوصيتي در آن است كه نياز او
برآورده و گرفتاريش برطرف ميشود».
علامه حلي در «تبصره المتعلمين» قرض دادن را مستحب دانسته، ثواب آن را دو برابر
صدقه ميداند. همچنين امام صادق(ع) در خصوص ثواب صدقه ده برابر و ثواب وام دادن
هجده برابر است. آن امام در معني قول خداي عزوجل «لا خير في كثير من نجواهم الا من
امر بصدقه او معروف او اصلاح بين الناس» فرمود: معروف وام دادن است و نيز فرمود:
مؤمني نيست كه به قصد كسب خشنودي خداي جزوجل به مؤمني وام بدهد. مگر آنكه اجر آن
وام به حساب صدقه براي محسوب ميشود تا وقتي كه مالش به او بازگردد. آن امام(ع)
فرمود: وام مؤمن غنيمت و تعجيل خير است. زيرا اگر وام گيرنده گشايش و امكان مالي
بيابد، آن را باز پس ميدهد و اگر بميرد از بابت زكات وام دهنده به حساب ميآيد.
فقها قرض دادن را در زمره عبادات آورده و حتي برتر از صدقه شمردهاند(حلي، 1362،
ج2، ص 3).
قرضالحسنه در حقوق مدني ايران
در «حقوق مدني» دكتر كاتوزيان آمده قرض وسيلهاي براي تعاون اجتماعي است، زيرا موجب
ميشود كسي كه نياز به مالي دارد، آن را از ديگران بگيرد و در فرصت مناسب مثل آنچه
را به وام گرفته است، پس بدهد. صاحب مال و نيازمند به اين دادوستد، رغبتي بيشتر از
صدقه و عطيه دارند. صاحب مال ميداند كه به مثل آنچه وام داده ميرسد و نيازمند نيز
رفع حاجت ميكند. بيآنكه در گرو ترحم و لطف ديگري باشد و منتي بر دوش كشد. به همين
دليل است كه در اسلام قرض دادن را در زمره عبادات آورده و حتي برتر از صدقه
شمردهاند(نجفي، 1981م، ج25، ص 285) و با حرام كردن ربا آن را از آلايشهاي
مادي و سودجويي دور ساختهاند(امامي، 1368، ج1، ص 485).
نتيجهگيري
در ارتباط سازمان هاي غير دولتي داخلي و همكاري آنها با سازمان ملل بايد نكات زير
را مد نظر داشت:
1ـ با سازمان هاي غير دولتي راه نفوذ بيگانه نبايد فراهم شود؛ زيرا از مهمترين
اهداف و مقاصد حكومت اسلامي ايجاد استقلال و حفظ اين استقلال در تمامي زمينههاي
فرهنگي، سياسي، اقتصادي، نظامي ميباشد كه با ايجاد امكانات در هر يك از اين
زمينهها هرگونه سلطه كفار بر جامعه اسلامي را قطع خواهد كرد فقهاي بزرگ اسلام با
استفاده از اين قاعده ميفرمايند: هر معامله و هر رابطهاي كه موجب شود غير مسلمان
بر مسلمان تسلط يابد، باطل و حرام است. لذا حكومت اسلامي بايد بكوشد تا با فراهم
آوردن قواي نظامي و تجهيزات كامل دفاعي چنان دشمن را به هراس اندازد كه آنها هرگز
جرأت تجاوز به حريم اسلام و مسلمين را به خود راه ندهند و با گسترش علم و فرهنگ
اسلامي راه نفوذ تمامي فرهنگهاي غير اسلامي را ببندد و با ايجاد عدالت اجتماعي و
استقلال اقتصادي از سلطه اقتصادي بيگانگان جلوگيري نمايد. مردم مسلمان و حكومت
اسلامي بايد از هر رابطهاي كه به استقلال و عزت و سيادت آنها لطمه و صدمه ميزند،
دوري نمايند(الموسوي الخميني، 1390ه، ج1، ص 486).
2ـ فعاليت سازمان هاي غير دولتي نبايد مخالفتي با عزت و افتخار مسلمين داشته باشد.
طبق روايت شريف اعتلاء كه ميفرمايد «الاسلام يعلو و لا يعلي عليه و الكفار بمنزله
الموتي لايحجبون و لايورثون» اسلام بر ساير مكاتب و ملل برتري دارد و هيچ چيز بر آن
برتري ندارد و كافران به منزله مردهها هستند. نه حاجب هستند و نه ارث ميبرند.
(صدوق، بيتا، ج4، ص 33).
3ـ موجب سلطه كافران نشود؛ طبق آيه صريح قرآن كه ميفرمايد: «لن يجعل الله الكافرين
علي المؤمنين سبيلاً» (نساء، 141).
4ـ موجب توسعه فرهنگ خيرخواهي و از بين بردن فرهنگ از خود بيگانگي شود.
5ـ سازمان هاي غير دولتي فعل شان مجرمانه نيست بلكه براي اهداف خاصي فعاليت ميكنند
و كارشان گرهگشايي است و در پي رفع نيازهاي جامعه هستند.
6ـ در فعاليتهاي سازمان هاي غير دولتي اصل نيت است كه بايد خالص باشد «الاعمال
بالنيات»
7ـ سازمان هاي غير دولتي با انديشه ديني و ملي كار ميكنند و نبايد زمينه را براي
فرهنگ بيگانه فراهم كنند.
8ـ بسيج كردن سازمان هاي غيردولتي در مواقع بحراني جامعه از قبيل زلزله و آتشسوزي
از نكات مثبت اين سازمان ها است.
9ـ لزوم نظارت بر عملكرد سازمان هاي غير دولتي در راستاي اهداف نظام اسلامي.
10ـ تشويق سازمان هاي غير دولتي براي
ترويج فرهنگ اسلامي در حوزه بينالملل.
منابع و مآخذ:
- القرآن الكريم
- ابن الاثير، مبارك بن محمد، النهايه في غريب الحديث و الاثر،
تحقيق: طاهر احمد الزاوي و محمود محمد الطناحي، بيروت، المكتبه العلميه، بيتا.-
-
امامي، سيد حسن، حقوق مدني، تهران، كتابفروشي اسلاميه، چاپ هشتم،
1368.
-بحراني،
يوسف بن احمد، الحدائق الناضره في احكام العتره الطاهره، قم، جماعه
المدرسين، مؤسسه النشر الاسلامي، 1363.
-
پايدار، پروين، «زنان و سازمان هاي غير دولتي تجربه سازمان هاي غير دولتي
زنان» روزنامه ياس نو، تهران، 1382.
-
جر، خليل، العمجم العربي الحديث، ترجمه: حميد طبيبيان، تهران، اميركبير، 1363.
- حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه، تحقيق: عبدالرحمن
رباني شيرازي، بيروت، دارالاحياء الثراث العربي، بيتا.
-
حسيني دشتي، مصطفي، معارف و معاريف، تهران، دائره المعارف جامع اسلامي، مؤسسه
فرهنگي آرايه، 1379.
-حسيني
سيستاني، علي، منهاجالصالحين، بيروت، دارالمورخ العربي، 1377ه
-
حلي، ابومنصور حسن بن يوسف بن مطهر اسدي، تذكره الفقها، تهران، المكتبه المرتضويه
لاحياء الاثار الجعفريه، چاپ سنگي، بيتا
-
همو، مجمع الفائده البرهان في شرح ارشاد الاذهان، شارح: احمد بن محمد مقدس اردبيلي،
قم جماعه المدرسين، مؤسسه النشر الاسلامي، 1362.
-
ذهني تهراني، سيد محمدجواد، المباحث المفقهيه في شرح الروضه البهيه، تهران، بينا،
چاپ دوم 1370
-
رزاقي، سهراب، «ظرفيتسازي و دورانگذار سازمان هاي غيردولتي»، تهران، روزنامه
وقايع اتفاقيه، خرداد 1383.
-
رضايي قلعه تكي، زهرا، «بررسي عملكرد سازمان هاي غير دولتي زنان در ايران» فصلنامه
ريحانه، تهران، مركز امور مشاركت زنان، 1383.
-
شهابي، علياكبر، تاريخچه وقف در اسلام، قم، چاپ مهر، بيتا
- صدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن حسين، الخصال، تحقيق: سيدحسن موسوي خراساني، بيروت،
دارصعب و دارالتعارف، بيتا
[1]
«ليس
البرانتولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب ...» تا اينكه ميگويد: و «آتي
المال علي حبه نوي اقربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل و السائلين و
في الرقاب».
[2]
«و ما تقدموا لا نفسكم من خير تجدوه عندالله هو خيراً و اعظم اجراً»
[3]
قال علي (ع):
الصدقه و الحبس ذخيرتان فدعو هماليومها.
[4]
« ... عن ابي عبدالله عليه السلام قال: ليس يتمع الرجل بعد موته من الاجر
الا ثلاث خصال. صدقه اجراها في حياته فهي تجري بعد موته و سنه هدي سنها
فهي يعمل بها بعد موته أو ولد صالح يدعو اله».
[5]ـ
القرضالحسن.
[6]ـ
من ذاالذي يقرض الله قرضاً حسناً فيضاعفه له اضعافاً كثيره و الله يقبض و
يبصط و اليه ترجعون.
[7]ـ
ان تقرضوالله قرضاً حسناً يضاعفه لكم.
[8]ـ
و اقرضواالله قرضاً حسناً.
[9]ـ
ان المصدقين و المصدقات و اقرضوا الله قرضاً حسناً.