تاثیر تحولات جمعيتي دهه 60بر فعاليت و وضع زناشويي و تاثير فعاليت بر وضع زناشويي
(صدرالدين بلادي موسوي)
كارشناس ارشد جمعيت شناسي 1388
بسمه تعالي
مقدمه
تحولات جمعيتي دهه شصت
[1]
تأثيرات جمعيتي، اجتماعي و اقتصادي كوتاه مدت و بلندمدت بر وضعيت كشور گذاشته و مي
گذارد. مواليد اين دوره كه تقريباً دو برابر دهه قبل از آن و
دهه بعد از آن مي باشد بطور قطع در محدوده سياسي فعلي كشور بي سابقه بوده
است. اين مواليد براساس سن و جنس نياز خاص خود را دارند. بطوريكه در دوران نوزادي و
طفوليت بيشتر به مسائل بهداشتي و شيرخشك نياز دارند در اين مقطع بدليل جنگ تحميلي و
مسائل و مشكلات بهداشتي ميزان مرگ و مير اطفال كه يكي از شاخصهاي مهم بهداشتي است
7/77 در هزار (سال 1365)[2]
بوده است كه بيش از 2 برابر مقطع فعلي است همچنين فراهم نمودن شيرخشك در دهة 60
براي متقاضيان با مشكل همراه بود.
بعد
از نيازهاي بهداشتي، از سنين 6 سالگي نيازهاي آموزشي مهم مي شود افزايش شديد جمعيت
دانش آموزي و كمبود فضاهاي آموزشي مدارس 2 ، 3 و حتي 4
نوبته بوجود آورده كه اولين ضرر آن افت
كيفيت آموزشي است. در مقطع فعلي رشد دانش آموزي منفي شده بطوريكه تعداد دانش آموزان
از بيش از 19 ميليون نفر در سال تحصيلي 79-1378، با حدود 4.5
ميليون نفر كاهش، به كمتر از 14.5ميليون
نفر در مقطع 87-1386
[3]
رسيده است.
بعد از نيازهاي آموزش عمومي و ادامه تحصيلات تا سطوح عالي،
مسئله اشتغال، ازدواج و مسكن جوانان از نيازهايي است كه هم اكنون در كشور با مشكل
روبروست. جوانان 15 تا 24 ساله كه در سال 1375 با 3/12 ميليون نفر 20 درصد جمعيت
كشور را تشكيل مي دادند در سال 1385 با حدود 7/17 ميليون نفر به بيش از 25 درصد
رسيده است.
[4]
در مقطع كنوني مسئله اشتغال و ازدواج از اولويتهاي
اصلي دولت است.
توجه
به نيروي انساني و تلاش جهت برنامه ريزي مناسب براي بكارگيري نيروي انساني فعال
بويژه جوانان علاوه بر اينكه بحران بيكاري را كاهش مي دهد به عنوان مهمترين عامل
رشد و توسعه محسوب
مي شود.
در
سياستهاي دولت و در بودجه هاي اختصاص يافته در چند سال گذشته اولويتهاي خاصي براي
ايجاد اشتغال و ازدواج بويژه براي جوانان و دانش آموختگان دانشگاه درنظر گرفته شده
است كه نتايج آماري آن در اين مطالعه مورد بررسي قرار مي گيرد. تحولات جمعيتي در
سالهاي گذشته وضعيت زناشويي ، وضعيت فعاليت، و رابطه بين فعاليت و زناشويي از جمله
مواردي است كه در فصل هاي مختلف اين
مقاله مورد مطالعه قرار مي گيرد.
نيروي محركه مخفي
روند
رشد جمعيت حتي پس از آنكه نرخ زاد و ولد روبه كاهش مي گذارد، باز هم ادامه خواهد
يافت. رشد جمعيت نوعي تمايل دروني به تداوم دارد. تمايل دروني به تداوم كه به آن
عنوان نيروي محركه مخفي اطلاق مي شود به دلايل ذيل وجود دارد.
در
كشورهايي كه نرخ زاد و ولد بالاست درصد بيشتري از جمعيت را كودكان تشكيل مي دهند.
با چنين باروري بالايي شمار جوانان از شمار والدين بيشتر خواهد شد و هنگامي كه نسل
جوان به سن بلوغ برسد بطور اجتناب ناپذير شمار والدين از شمار والدين امروز بمراتب
بيشتر خواهد بود. در نتيجه حتي اگر اين والدين جديد فقط دو بچه داشته باشند تعداد
كل زوجهايي كه دو بچه دارند بسيار بزرگتر از تعداد زوجهايي است كه بيشتر از چهار
بچه داشته اند و اين به آن معناست كه كل جمعيت پيش از آنكه كاهش يابد به نحو قابل
توجهي افزايش خواهد يافت (تودارو، ص 286). اين رويكرد در مرحله اول باعث افزايش
جمعيت قبل از سن فعاليت (كمتر از 15 سال) و در مرحله بعد باعث افزايش جمعيت در سن
ازدواج و فعاليت مي شود. در صورتيكه رشد جمعيت بعد از مدتي كاهش پيدا كند نسبت
جمعيت در سن فعاليت افزايش بيشتري خواهد داشت.
پيامدهاي رشد سريع
جمعيت
رشد سريع جمعيت باعث كاهش درآمد سرانه مي گردد.
در كشورهايي كه رشد جمعيت در سطح بالا را تجربه مي كنند در صورتيكه سرمايه گذاري
اقتصادي به موازات رشد جمعيت افزايش پيدا نكند باعث كاهش درآمد سرانه مي گردد انكه
(Enke, 1971)
اقتصاددان جمعيتي رشد سريع جمعيت را موجب ناتواني كشور در افزايش سرمايه و عدم
افزايش درآمد سرانه مي داند.
[5]
هوور
(Hoover)
و كل
(Coale, 1967)
براساس تجربه اي در هندوستان نظريه اي در خصوص پيامد اقتصادي رشد جمعيت داده اند،
آنها مي گويند چنانچه در مدت كوتاهي تعداد نسبتاً زيادي نيروي كار به توليد اضافه
شود، رشد سريع نيروي كار با كاهش توليد هر كارگر همراه است . براي اين نتيجه گيري
استدلال
مي شود كه رشد سريع نيروي كار ايجاب مي كند سرمايه بيشتري به سوي فراهم كردن وسايل
و ابزار براي كارگرهاي اضافي متمركز شود تا آنها بتوانند به توليد بپردازند،
بنابراين سرمايه كمتري براي افزايش بازده كارگر باقي مي ماند.
رشد جمعيت باعث كاهش پس انداز مي شود.
افزايش رشد جمعيت باعث افزايش جمعيت زير 15 سال كه اكثراً مصرف كننده هستند مي شود.
از نظر تئوري، جمعيت به سه گروه عمده سني كمتر از 15 سال، 15 تا 64سال و 65 ساله و
بيشتر مي باشد كه گروه اول و افراد جوانتر گروه دوم، و گروه سوم اكثراً مصرف كننده
هستند.
در
صورتي كه توزيع نسبي اين گروهها بر اثر افزايش رشد جمعيت يا سالخوردگي شديد (براي
گروه سوم) افزايش يابد نسبت جمعيت مصرف كننده بيشتر مي شود. افزايش نسبت مصرف
كنندگان باعث كاهش نسبت افراد توليد كننده و در نهايت كاهش پس انداز مي شود. در
حقيقت افزايش جمعيت سبب تقسيم منابع محدود سرمايه بر تعداد بيشتري جمعيت مي شود.
روش مطالعه:
طي سه
دهه گذشته تركيب جمعيت كشور در حال تحول بوده و عامل تحول عمدتا مواليد بوده است .
عوامل تغيير جمعيت ، مواليد ، مرگ و مير و مهاجرت مي باشد .مرگ و ميرصرف نظر از شدت
آن دركليه سنين اتفاق مي افتد، بنابراين حداقل در كشور ما عامل اصلي تغيير تركيب
سني جمعيت نبوده است. البته كشورهايي كه ساختارسني جوان دارند ميزان مرگ و مير
عمومي ، مخصوصا ميزان مرگ و مير اطفال در سطح بالا مي باشد كه در اينگونه كشورها
تاثير مرگ و مير روي ساختارسني مي تواند زياد باشد . اين عامل درگذشته دورتر تقريبا
در كشور ما هم جاري بوده است .
عامل
ديگر تحول جمعيت مهاجرت است. مهاجرت هم در صورتي كه عمده نباشد بر روي تركيب سني
جمعيت تأثير نمي گذارد. البته در برخي مواقع مهاجرتهاي وابسته به فعاليت مي تواند
باعث تغيير در تركيب جمعيت شود. مهاجرتهاي شغلي يا مهاجرت بيكاران كه معمولاً در
گروههاي سني خاصي و يا در يك جنس بيشتر است در صورتي كه نسبت به جمعيت منطقه مهاجر
پذير زياد باشد مي تواند از عوامل تغيير تركيب جمعيت شود.
بنابراين با توجه به اينكه ميزان مرگ و مير عمومي در كشور در دو دهه گذشته تقريباً
نصف شده و به حدود 6 درهزار رسيده
[6]
كه با توجه به كاهش تدريجي و توزيع در كليه سنين عامل اصلي تغيير تركيب جمعيت نبوده
است و همچنين خالص مهاجرتهاي بين المللي هم بدليل اينكه نسبت به كل جمعيت قابل توجه
نبوده، عامل اصلي تغيير جمعيت نبوده است. پس مي توان گفت مواليد به عنوان عامل اصلي
در تغيير تركيب جمعيت مي تواند باشد.
در
دهه 65-1355 براساس سرشماريهاي عمومي نفوس و مسكن، متوسط رشد سالانه جمعيت 9/3 درصد
بدست آمده است. در دهه بعد (75-1365) متوسط رشد جمعيت حدود 2 درصد كاهش پيدا كرده و
به
96/1 رسيده است. كاهش شديد تعداد مواليد ثبت شده از بالاي 2/2 ميليون نفر در سال
1365 به كمتر از 2/1 ميليون نفر در سال 1375 و بدنبال آن كاهش شديد رشد جمعيت از
9/3 درصد در دهه 65-1355 به 96/1 درصد در سالهاي 75-1365 و 62/1 درصد در سالهاي
85-1375 باعث شده كه نسبت جمعيت كمتر از 15 سال از 5/45 درصد در سال 1365 به 5/39
درصد در سال 1375 و به 1/25 درصد در سال 1385 برسد. در اثر اين كاهش، نسبت جمعيت در
سنين پايين كم شده و در سنين مياني تراكم ايجاد شده است. بطوريكه نسبت جمعيت در
سنين فعاليت (15 تا 64 سال) از حدود 5/51 درصد در سال 1365 به حدود 7/69 درصد در
سال1385 رسيده است.
|
سن |
1365 (1) |
1370 (2) |
1375 (1) |
1380 (3) |
1385 (4) |
|
كمتر از 15 سال
64-15 سال
65 ساله و بيشتر |
5/45
5/51
0/3 |
3/44
2/52
4/3 |
5/39
1/56
3/4 |
6/31
3/63
1/5 |
1/25
7/69
2/5 |
1-
سرشماريهاي عمومي نفوس و مسكن 1365 و 1375.
2-
آمارگيري جاري جمعيت 1370.
3-
آمارگيري از ويژگيهاي اشتغال و بيكاري خانوار
1380
4-
نتايج
سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1385
توزيع
جمعيت در افراد خارج از سن فعاليت (65 ساله و بيشتر) هرچند از نظر تعداد بيش از 2
برابر شده است اما از نظر نسبت هنوز زياد نيست و
از حدود 3 درصد در سال 1365 به 2/5 درصد در سال 1385 رسيده است.
تركيب نيروي
انساني:
همانطوركه در طبقه بندي جدول 1 نشان داده شده است در جمعيت شناسي ، جمعيت به 3 گروه
عمده سني تقسيم مي شود كه دو گروه جمعيت زير 15 سال و جمعيت 65 ساله و بيشتر از نظر
تئوري خارج از سن فعاليت و گروه 15 تا 64 سال در سن فعاليت قرار مي گيرند.
در
سال 1365 جمعيت 15 تا 64 سال كشور حدود 4/25 ميليون نفر بوده است كه در سال 1375 با
افزايش سالانه 9/2 درصد به 7/33 ميليون نفر رسيده است. طي دهه 75-1365 رشد كلي
جمعيت 96/1 بوده كه در مقايسه با رشد جمعيت 15 تا 64 ساله ها حدود يك درصد كمتر
است. كاهش رشد جمعيت كه نشانه هاي آن از سال 1363 ديده شده و بطور رسمي از سال 1367
جزء سياستهاي دولت قرار گرفت باعث شد كه رشد كلي جمعيت كاهش پيدا كند ولي رشد بالاي
3 درصدي جمعيت در دهه 65-1355 به جمعيت 10 ساله و بيشتر در مقطع كنوني منتقل شود.
در
جدول شماره 2 علاوه بر جمعيت كشور در سالهاي سرشماري 1365 ، 1375 و 1385 نسبت جمعيت
افراد 10 ساله و بيشتر و نسبت جمعيت فعال و نسبت جمعيت شاغل و بيكار به در صد آمده
است
جدول 2 – توزيع نسبي نيروي انساني طي سالهاي 85-1365
|
شرح |
جمعيت كشور |
جمعيت ده ساله و بيشتر |
جمعيت فعال |
جمعيت شاغل |
جمعيت بيكار |
|
1365 |
49445010 |
4/66 |
9/25 |
3/22 |
6/3 |
|
1375 |
600554888 |
5/76 |
5/26 |
1/23 |
4/3 |
|
1385 |
70495872 |
4/84 |
3/33 |
1/29 |
2/4 |
تغييرات جمعيت
فعال:
افزايش يا كاهش رشد جمعيت فعال علاوه بر اينكه به ساختار سني مرتبط است به وضعيت
اجتماعي و اقتصادي جامعه و سياستهاي دولت در زمينه اشتغال نيز مرتبط است
[7]
. در صورتيكه در جامعه رونق اقتصادي باشد و زمينه براي جذب شاغلان فراهم باشد در
صورت افزايش جمعيت 15 تا 64 سال نسبت جمعيت فعال افزايش و در غير اين صورت كاهش
پيدا مي كند. البته با توجه به اينكه جمعيت فعال از مجموع شاغلان و بيكاران بدست مي
آيد در صورتيكه ميزان بيكاري هم افزايش پيدا كند تأثير مثبت فزاينده بر جمعيت فعال
مي گذارد با توجه به موارد فوق و براساس جدول 2نسبت جمعيت فعال به كل جمعيت كشور
از سال 1365 روند افزايشي داشته است. اين افزايش از سال 1365 تا سال 1375
بدليل اينكه هنوز مواليد دهه شصت كمتر از 10 سال سن داشته اند خيلي آرام بوده است و
از حدود 26 درصد به 5/26 درصد افزايش پيدا كرده ولي بعد از اين سال افزايش نسبت
جمعيت فعال بطور متوسط حدود 7/0 درصد در سال بوده و به 3/33 درصد در سال 1385 رسيده
است.
تغييرات جمعيت شاغل
[8] :
تعداد
شاغلان از حدود 11 ميليون نفر در سال 1365 به حدود 6/14 ميليون نفر در سال 1375 و
5/20 ميليون نفر در سال 1385 رسيده است.
شتاب رشد جمعيت شاغلان در طي سالهاي 85-1375 همزمان با اجراي طرحهاي ضربتي اشتغال
نسبت به دهه قبل از آن افزايش نسبتاً خوبي داشته بطوريكه متوسط ايجاد شغل در هر سال
حدود 600 هزار شغل بوده است . اين در حالي است كه طی سالهاي 75-1365
هر سال به طور متوسط 360000
شغل ايجاد شده بود .
تغييرات جمعيت بيكار
[9] :
در طي
سالهاي 1365 تا 1375 عليرغم افزايش حدود 270 هزار نفر بيكار در كشور، نسبت رشد
بيكاران كمتر از نسبت رشد جمعيت 10 ساله و بيشتر و جمعيت فعال بوده است. اما طي
سالهاي 85-1375 با متوسط رشد 7/2 درصد
جمعيت 10 ساله و بيشتر ، رشد جمعيت بيكاران بشدت افزايش پيدا كرده بطوريكه طي
سالهاي 85-1375 تعداد بيكاران بيش از 5/1 ميليون نفر بيشتر شده و به حدود 3 ميليون
نفر رسيده است. تعداد بيكاران به كل جمعيت كشور از 4/3 درصد در سال 1375 به 2/4
درصد در سال 1385 رسيده است .
ميزان فعاليت:
آمارهاي مربوط به جمعيت و نيروي انساني علاوه بر اينكه وضعيت جمعيت در بخشهاي فعال
و غيرفعال را نشان مي دهد مبنايي براي ارزيابي سياستهاي اقتصادي دولت هم مي باشد.
اين ارزيابي وقتي مفيدتر است كه سريهاي آماري وجود داشته باشد و تغييرات در سالهاي
مختلف قابل بررسي باشد.
شاخصهاي فعاليت مبنايي است براي سنجش عرضه كار و ميزان بيكاري و همچنين شاخصي براي
برنامه ريزي و تنظيم توليد شغل است. در جدول 3 ميزان فعاليت جمعيت 10 ساله و بيشتر
محاسبه شده است. براساس اين جدول در سال 1355 ميزان فعاليت 46 درصد بوده كه در
سال 1365 علي رغم اينكه جمعيت 10 ساله و
بيشتر هنوز تحت تأثير مواليد بعد از انقلاب اسلامي قرار نگرفته است به 39 درصد كاهش
پيدا مي كند.
جدول 3 – ميزان فعاليت جمعيت 10 ساله و بيشتر برحسب جنس در سالهاي 87-1355
|
شرح |
مرد و زن |
مرد |
زن |
|
1355
1365 (1)
1375 (1)
1380 (2)
1385 (1)
1387(3) |
1/46
0/39
3/35
2/37
4/39
9/36 |
4/77
4/68
8/60
7/61
6/65
9/60 |
5/12
2/8
1/9
0/12
4/12
3/12 |
1-
سرشماريهاي عمومي نفوس و مسكن.
2-
آمارگيري از ويژگيهاي اشتغال و بيكاري خانوار.
3 -
طرح آمارگيري از نيروي كار در پاییز 1387
جنگ
تحميلي، عدم سرمايه گذاري اقتصادي كه باعث ايجاد شغل مي شد، تعطيلي يا پاره وقت شدن
برخي از كارخانجات و نظامي شدن برخي از اراضي كشاورزي از عواملي بودند كه باعث اين
كاهش شده است. در سال 1375 عليرغم اتمام جنگ تحميلي و سرمايه گذاريهاي بالا در جهت
بازسازي زيرساختها كه در زمان جنگ تخريب يا توسعه پيدا نكرده بود و موارد ديگر ،
ميزان فعاليت به حدود 35 درصد مي رسد. علت اصلي اين كاهش انبوه مواليد دهه 60 مي
باشد كه بخشي از آنها (10 ساله و بالاتر) در محاسبه ميزان فعاليت تأثيرگذار بوده
اند. مواليد دهه 60 در سال 1375 همگي در سن تحصيل بوده اند كه اين افراد باعث
افزايش جمعيت محصل و غيرفعال و كاهش جمعيت فعال شده است. طي سالهاي 1380 تا 1385
ميزان فعاليت تا حدودي افزايش و بترتيب به 2/37 ، 4/39
درصد رسيده است . در سال 1387 علیرغم
هزینه زیاد برای طرحهای زودبازده میزان فعالیت کاهش قابل توجهی داشته و به کمتر از
37 درصد رسیده است . افزایش نسبت بازنشستگان به دلیل پایین آمدن سن بازنشستگی و
خشکسالی می تواند از عوامل این کاهش باشد .
نکته
قابل توجه اینکه ميزان فعاليت به غير از تأثير عوامل اقتصادي تحت تأثير ساختار سني
جمعيت نيز مي باشد .
به
غير از عوامل اقتصادي و ساختار سني يكي ديگر از موارد مهم كه بر روي ميزان فعاليت
تأثير مي گذارد ساختار جنسي مي باشد. همانطوركه در جدول 3 ديده مي شود ميزان فعاليت
مردان چند برابر ميزان فعاليت زنان است. به بيان ديگر زنان كه نيمي از جمعيت كشور
را شامل مي شوند خيلي كمتر از سهم جمعيتي خود مشاركت اقتصادي دارند در سال 1355
ميزان فعاليت زنان 5/12 درصد بوده كه در سال 1365 به 2/8 درصد كاهش و در سالهاي
1380 و 1385 به حدود 0/12 درصد رسيده است و در سال 1387
به حدود 3/12 درصد رسيده است .
افزايش سطح تحصيلات زنان در مقاطع عالي و افزايش روحيه مشاركت اقتصادي در بين اين
زنان مي تواند يكي از عوامل افزايش تدریجی ميزان فعاليت در زنان باشد. در شرايط
ثابت زناني كه تحصيلات بالاتري دارند فعاليت بيشتري براي يافتن شغل دارند.
رابطه
بين ميزان فعاليت زنان (متغير وابسته) و نسبت زنان داراي تحصيلات عالي (افراديكه
فوق ديپلم و بالاتر دارند) معني دار است. بطوريكه حدود 84 درصد از تغييرات ميزان
فعاليت متأثر از نسبت زنان داراي تحصيلات عالي است (841/0 =
R2
و 0 = F
Sig)
و بقيه (16 درصد) متأثر از ساير متغيرهاست. در اين صورت اين فرضيه كه با افزايش
نسبت زنان دانش آموخته مراكز آموزش عالي، ميزان فعاليت زنان نيز افزايش پيدا
مي كند تأييد مي شود.
ميزان اشتغال:
ميزان
اشتغال از نسبت جمعيت شاغل به جمعيت فعال (جمعيت شاغل + جمعيت بيكار) بدست مي آيد
در جدول 4 ميزانهاي اشتغال و بيكاري جمعيت 10 ساله و بيشتر برحسب مرد و زن آورده
شده است. براساس اين جدول در سال 1355 ميزان اشتغال حدود 90 درصد بوده كه در سال
1365 همزمان با جنگ تحميلي به 86
درصد كاهش پيدا كرد. در سال 1375 با پايان جنگ تحميلي ميزان اشتغال به 91 درصد
رسيده است. در سال 1380 با افزايش جمعيت 10 ساله و بيشتر و عدم ايجاد شغل ميزان
اشتغال به 86 درصد كاهش و در نهايت در سال 1387 با افزايش فعاليتهاي دولت براي
ايجاد شغل اين نسبت به 5/90 درصد رسيده است.
در
تمام سالها ميزان اشتغال در بين مردان از زنان بالاتر بوده است. بالاتر بودن ميزان
اشتغال مردان مي تواند متأثر از موارد ذيل باشد.
جدول
4 – ميزانهاي اشتغال و بيكاري برحسب جنس در سالهاي 87– 1355
|
شرح |
ميزان اشتغال |
ميزان بيكاري |
||||
|
مرد و زن |
مرد |
زن |
مرد و زن |
مرد |
زن |
|
|
1355(1)
1365 (1)
1375 (1)
1380 (2)
1385 (1)
1387(3) |
8/89
8/85
9/90
1/86
2/87
5/90 |
9/90
4/87
5/91
8/86
2/89
7/91 |
6/83
4/74
7/86
5/80
6/76
4/86 |
2/10
2/14
1/9
9/13
8/12
5/9 |
1/9
9/12
5/8
2/13
8/10
3/8 |
4/16
6/15
3/13
5/19
4/23
4/15 |
1-
سرشماريهاي عمومي نفوس و مسكن.
2-
آمارگيري از ويژگيهاي اشتغال و بيكاري خانوار.
3 -
طرح آمارگيري از نيروي كار در پاییز 1387
1-
كارفرمايان خصوصي و حتي دولت ترجيح مي دهند براي استخدام از مردان بيشتر استفاده
نمايند. زنان بدليل مسائل اجتماعي از قبيل مرخصي زايمان و... به تسهيلات بيشتري
نياز دارند.
2-
در
هنگام جنگ و ركود اقتصادي، زنان بدليل اينكه مسئول معيشت خانواده نيستند راحت تر از
بازار كار خارج مي شوند. ميزان اشتغال زنان از 84 درصد در سال 1355با حدود 10 درصد
كاهش به 74 درصد در سال 1365 رسيد در حاليكه اين كاهش در مردان حدود نصف (5 درصد)
بوده است.
3-
دامنه
اشتغال زنان نسبت به مردان محدودتر است و با توجه به فرهنگ جامعه، زنان كارهاي سخت
يا هر شغل قانوني را نمي توانند بپذيرند.
4-
برخي
از زنان بعد از ازدواج و مخصوصاً بعد از تولد اولين فرزند بطور موقت يا دائم از
بازار كار خارج
مي شوند كه اين موضوع براي زناني كه كار موقت داشته اند از طرفي باعث كاهش ميزان
فعاليت زنان مي شود و از طرف ديگر در صورتي كه مجدداً بخواهند وارد بازار كار شوند
ممكن است اصلا موفق نباشند.
با
اين شرايط زنان در مقايسه با مردان هنگامي موفق به كسب شغل مي شوند كه از سطح سواد
و مهارت شغلي بالاتري نسبت به مردان برخوردار باشند از طرف ديگر دستمزد زنان در
مقايسه با مردان پائين تر است كه اين مورد نكته مثبتي در به كارگيري بيشتر زنان مي
شود.
ميزان بيكاري
ميزان
بيكاري از نسبت جمعيت بيكار به جمعيت فعال (شاغل و بيكار) بدست مي آيد. ميزان
بيكاري در چند دهه گذشته به غير از سال 1375 و 1387 همواره بالاتر از 10 درصد بوده
است. در ميزان بيكاري به غير از سطح بيكاري كه خيلي مهم است. مسئله مهمتر الگوي
بيكاري است كه در مقطع كنوني بيكاران به سمت سنين پائين تر و با تحصيلات عالي ميل
پيدا مي كند . سطح و الگوي بيكاري در جدول شماره 5 ديده شده است.
جدول 5 – ميزان بيكاري برحسب سن و جنس در سالهاي 1375 و 1385
|
شرح |
1375 |
1385 |
||||
|
مرد و زن |
مرد |
زن |
مرد و زن |
مرد |
زن |
|
|
جمع
14-10
ساله
19-15
ساله
24-20
ساله
29-25
ساله
34-30
ساله
39-35
ساله
44-40
ساله
49-45
ساله
54-50
ساله
59-55
ساله
64-60
ساله
65 ساله و بيشتر |
1/9
1/28
6/23
2/16
0/8
4/4
5/3
2/3
4/3
1/4
1/5
1/6
1/10 |
5/8
4/28
8/21
9/14
8/7
4/4
7/3
4/3
6/3
2/4
2/5
2/6
1/10 |
3/13
5/27
9/30
9/22
5/9
6/4
4/2
8/1
9/1
8/2
4/3
1/4
1/8 |
8/12
9/28
9/32
4/26
9/14
5/7
7/4
7/3
4/3
5/3
6/3
3/3
2/3 |
8/10
5/27
9/28
4/22
4/12
6/6
5/4
7/3
6/3
6/3
8/3
4/3
2/3 |
4/23
7/31
7/48
7/43
0/26
2/12
0/6
5/3
4/2
1/2
2/2
0/2
8/2 |
طي
سالهاي 1375 لغايت 1387 ميزان بيكاري از حدود 1/9 درصد به حدود 5/9 درصد افزايش
پيدا كرده است . اين افزايش فقط براي
زنان بوده است به طوري كه ميزان بيكاري براي مردان کمی (2/0 درصد) کاهش و براي زنان
بیش از 2 درصد افزايش پيدا كرده است . اين
وضعيت نشان مي دهد فعاليتهايي كه در سالهاي اخير براي
ايجاد شغل صورت گرفته مردان بيشتر استفاده نموده اند و زنان بصورت برنامه ريزي شده
يا غير برنامه ريزي شده كمتر مورد توجه قرار گرفته اند.
در
بين گروههاي سني 15 تا 19 ساله (محدوده سني اخذ مدرك ديپلم) و 24-20 ساله (محدوده
سني اخذ مدرك ليسانس) بالاترين ميزان بيكاري وجود دارد. براساس جدول 5 در سال 1385
بيش از 43 درصد از زنان 20 تا 24 ساله فعال، بيكار بوده اند در حاليكه اين نسبت
براي مردان 23 درصد بدست آمده است. طي سالهاي 1375 تا 1385 بيشترين افزايش ميزان
بيكاري مربوط به گروه سني 24-20 ساله بوده
است. جمعيت اين گروه سني كه در سالهاي 1360 لغايت 1364 متولد شده اند در مقطع فعلي
بيشترين تعداد جمعيت را به خود اختصاص داده است . در بين مردان ميزان بيكاري در
گروه سني 24-20 ساله از حدود 15 درصد در
سال 1375 به بيش از 22 درصد در سال 1385
رسيده است در حاليكه اين افزايش در بين
زنان حدود 2 برابر بوده و از حدود 23 درصد به حدود 44 درصد افزايش پيدا
كرده است . يكي از دلايل عمده افزايش ميزان بيكاري زنان در اين مقطع سني
افزايش سطح تحصيلات زنان است. در طي دهه گذشته زنان دانش آموخته مراكز آموزش عالي
بيش از 3 برابر شده است (از حدود 57 هزار نفر در سال تحصيلي 76-1375 به 56037حدود
180 هزار نفر در سالتحصيلي 85-1384 رسيده است[10])
بخشي از اين زنان اكثرا در يافتن شغل
ناموفق بوده اند و باعث شده كه ميزان بيكاري زنان در گروه سني 24-20 ساله افزايش
شديد داشته باشد.
رابطه
بين ميزان بيكاري زنان (متغير وابسته) و نسبت زنان داراي تحصيلات عالي (افرادي كه
فوق ديپلم و بالاتر دارند) معني دار است.
[11]
بر
اين اساس مي توان گفت 77 درصد از افزايش ميزان بيكاري زنان متأثر از افزايش سطح
تحصيلات زنان در مقاطع عالي است و 23 درصد بقيه متأثر از ساير متغيرهاست. در اين
صورت اين فرضيه كه با افزايش نسبت زنان دانش آموخته مراكز آموزش عالي ميزان بيكاري
نيز افزايش پيدا مي كند، تأئيد مي
شود.
در يك
نگاه كلي از جدول 5 استنباط مي شود. از نظر سطح، ميزان بيكاري در سال 1385 نسبت به
سال 1375 افزاش پيدا كرده و از نظر الگوي سني ميزان بيكاري در جمعيت كمتر از 15 سال
كه براساس سازمان بين المللي كار قبل از سن قانوني كار هستند بالاست و در گروه سني
جوانان 19-15 ساله و 24-20 ساله اين نسبت به شدت افزايش داشته و از گروه سني 50
ساله و بيشتر اين ميزان روند كاهشي نشان
مي دهد.
افرادي كه در دهه اول انقلاب يعني سالهايي كه رسماً سياست كنترل جمعيتي در كشور
اعمال نمي شد متولد شده اند ، در سال 1385 عمدتا در گروههاي سني 19-15 و 24-20 ساله
هستند. اين گروههاي سني كه بالاترين ميزان بيكاري را دارند بيش از 50 درصد كل
بيكاران را پوشش مي دهند.
بيكاري و سواد و
تحصيلات:
الگوي
بيكاران از نظر سواد و تحصيلات در حال تغيير است. به موازات افزايش ميزان باسوادي و
سطح تحصيلات جامعه، سطح تحصيلات بيكاران نيز افزايش پيدا كرده است در گذشته نسبت
بيكاران بي سواد و يا كم سواد در جامعه خيلي بيشتر بوده و افرادي كه سطح تحصيلات
بالاتري داشتند شانس يافتن شغل بيشتري را نيز داشتند. اما در مقطع كنوني وضعيت
تغيير پيدا كرده است در سال 1375 حدود 18 درصد از جمعيت بيكار
بي سواد بوده اند كه در سال 1385 اين نسبت از نصف هم كمتر شده و به كمتر از 8 درصد
رسيده است. بيكاراني كه ديپلم داشته يا در مقطع متوسطه
تحصيل كرده اند در سال 1375 حدود 25 درصد بوده كه در سال 1385 اين نسبت با افزايش
شديد به بيش از 36 افزايش پيدا كرده است.
نكته
مهم تر افزايش قابل توجه بيكاران با سطح تحصيلات عالي است كه طي سالهاي 1375 تا
1385 بيش از 3 برابر شده است در سال 1375 فقط 4 درصد
از بيكاران تحصيلات عالي داشته اند كه در سال 1385 به بيش از 12 درصد رسيده است.
اين تفاوت شديد در بيكاران با تحصيلات
عالي براي مردان و زنان نيز ديده مي شود .
بطوريكه سطح تحصيلات زنان بيكار خيلي بيشتر از مردان بيكار است. در سال
1385، 9/7 درصد از مردان بيكار تحصيلات
عالي داشته اند كه اين نسبت در بين زنان بيش از 3 برابر با 24 درصد به دست آمده
است. همانطوركه قبلاً گفته شد تحصيلات عالي زنان 77 درصد ميزان بيكاري زنان را
تبيين مي كند.
پذيرفته شدن بيشتر زنان در مراكز آموزش عالي در طي چند سال گذشته (حدود 60 درصد زن
در برابر 40 درصد مرد) در مقايسه با مردان ، ضمن اينكه ميزان بيكاري دارندگان
تحصيلات عالي را بيشتر مي كند تفاوت سطح تحصيلي بين مرد و زن بيكار نيز بيشتر مي
شود.
جدول 6- توزيع نسبي جمعيت بيكار (جوياي
كار) برحسب جنس و سطح تحصيلات
در سالهاي 1375 و 1385
|
شرح |
جمع |
بي سواد |
ابتدايي |
راهنمايي |
ديپلم و متوسطه |
پيش دانشگاهي
|
عالي |
ساير |
|
|
1375 |
مرد و زن
مرد
زن |
100
100
100 |
7/17
0/19
2/12 |
1/24
2/24
9/23 |
9/24
8/26
2/16 |
9/24
8/22
0/34 |
1/0
1/0
1/0 |
0/4
3/3
1/7 |
3/4
8/3
5/6 |
|
1385 |
مرد و زن
مرد
زن |
100
100
100 |
7/7
8/8
6/4 |
6/14
8/15
5/11 |
2/23
4/27
6/12 |
3/36
2/35
2/39 |
8/2
1/2
6/4 |
5/12
9/7
2/24 |
9/2
8/2
3/3 |
جمعيت غيرفعال:
جمعيت
10 ساله و بيشتر از نظر فعاليت به دو گروه بزرگ فعال و غيرفعال تقسيم مي شوند.
جمعيت فعال شامل جمعيت شاغل و جمعيت بيكار (جوياي كار) و جمعيت غيرفعال شامل محصل،
خانه دار، داراي درآمد بدون كار و ساير مي باشد. جمعيت فعال و شاخصهاي آن مورد
بررسي قرار گرفت و هم اينك جمعيت غيرفعال بررسي مي شود. با توجه به افزايش جمعيت 10
ساله و بالاتر و افزايش ميانگين سني (ميانگين سني از 7/21 سال در سال 1365 به 24
سال در سال 1375 و 28 سال ، در سال 1385 رسيده است) تعداد و نسبت جمعيت در سن
فعاليت بتدريج بالا رفته است و انتظار مي رود در سالهاي آينده نيز اين روند ادامه
پيدا كند.
نسبت
جمعيت فعال و غيرفعال در بين مردان و زنان بسيار متفاوت است. بطوريكه اكثريت زنان
10 ساله و بيشتر (بين 88 تا 92 درصد) غيرفعال و اكثريت مردان 10 ساله و بيشتر (59
تا 66 درصد) فعال مي باشند.
شرح
|
1375 |
1385 |
||
|
فعال |
غيرفعال |
فعال |
غيرفعال |
|
|
مرد و زن
مرد
زن |
9/33
5/58
1/8 |
1/66
5/41
9/91 |
4/39
6/65
4/12 |
6/61
4/34
6/87 |
در
سال 1375 حدود 42 درصد از مردان غيرفعال بوده اند كه با توجه به كاهش رشد جمعيت و
به تبع آن كاهش رشد دانش آموزي كه اكثريت مردان غيرفعال را تشكيل مي دهند، اين نسبت
در سال 1385 به 34 درصد رسيده است. در بين زنان نسبت جمعيت غيرفعال كمي كاهش پيدا
كرده و از 92 درصد به 88 درصد رسيده است.
در
جدول 8 توزيع نسبي جمعيت غيرفعال نشان داده شده است. براساس اين جدول در سال 1385
حدود 37 درصد جمعيت غيرفعال ، محصل بوده اند اين نسبت در بين مردان 65 درصد و در
بين زنان
26 درصد مي باشد. با توجه به اينكه تعداد زنان خانه دار به عنوان جمعيت غيرفعال
خيلي زياد مي باشند نسبت دختران محصل نسبت
به پسران خيلي كمتر به نظر مي آيد در صورتيكه اگر محصلين پسرو دختر به جمعيت 10
ساله و بيشتر درنظر گرفته شود نسبت دختران محصل با 4/17 درصد
بيشتر از نسبت پسران محصل با 9/16 درصد به
دست مي آيد .
در
سال 1385 نسبت محصلين 10 ساله وبيشتر
با توجه به كاهش رشد جمعيت در بعد از سال
1365 حدود 10 درصد كمتر از سال 1375 شده است. از طرف ديگر نسبت زنان خانه دار، حدود
2 درصد افزايش نشان مي دهد اين افزايش تا حدودي ناشي از انتقال محصلين دختر به زنان
خانه دار مي تواند باشد. ديگر اينكه انتظار مي رود با ادامه وضعيت كنوني در خصوص
بازار كار براي زنان ، در آينده نسبت زنان خانه دار باز هم افزايش پيدا كند زيرا
اولا كاهش نسبت محصلين تا چند سال ديگر هم ادامه
پيدا مي كند و دوم اينكه انبوه مواليد دهه
60
به سن ازدواج رسيده و مي رسند و با احتمال بالا رفتن ميزان ازدواج نسبت زنان خانه
دار هم افزايش پيدا مي كند.
[12]
در سال 1385 حدود 4/8 درصد از جمعيت غيرفعال داراي درآمد بدون كار(بازنشسته،
جدول 8 -
توزيع نسبي جمعيت غيرفعال برحسب جنس در سالهاي 1375 و 1385
|
شرح |
جمع |
محصل |
خانه دار |
داراي درآمد |
ساير |
|
|
1375 |
مرد و زن
مرد
زن |
100
100
100 |
6/47
2/77
1/34 |
8/42
2/1
9/61 |
7/4
9/11
4/1 |
9/4
7/9
6/2 |
|
1385 |
مرد و زن
مرد
زن |
100
100
100 |
9/36
5/64
8/25 |
2/45
6/0
1/63 |
4/8
3/18
4/4 |
5/9
6/16
7/6 |
سهامدار
و...) بوده اند اين نسبت در بين مردان حدود 18 درصد و در بين زنان 4/4 درصد بدست
آمده است. با توجه به اينكه مردان شاغل، در گذشته هم خيلي بيشتر از زنان بوده است
نسبت بازنشستگان در مردان خيلي بيشتر از زنان است .
خلاصه و نتيجه گيري فصل:
حدود 30سال از وقوع انقلاب اسلامي مي گذرد در طي اين مدت
تركيب سني جمعيت كشور تغييرات زيادي پيدا كرده و در مقايسه با سال 1365 متحول شده
است به طوري كه هم اكنون بيش از 85 درصد از جمعيت كشور 10 سال و بالاتر و حدود 75
درصد 15 سال و بالاتر سن دارند. افزايش شديد رشد كلي جمعيت در دهه 60 هم اينك به
جمعيت بالاي 25 سال منتقل شده و باعث گرديده رشد جمعيت براي اين افراد به بالاي 2.5
درصد برسد. رشد شديد جمعيت در افراد واقع
در سن فعاليت به همان اندازه كه مي تواند در خدمت توليد و توسعه اقتصادي كشور باشد،
در صورتي كه امكان اشتغال و استفاده بهينه براي آنان فراهم نباشد مي تواند باعث
افزايش مسائل و مشكلات اجتماعي براي جامعه باشد.
هدف
اصلي اين بخش بررسي تأثيرات تحول جمعيتي ايران بر روي جمعيت فعال كشور و رابطه
فعاليت و سواد و تحصيلات با تاكيد بر فعاليت جوانان از طريق آمارهاي رسمي است. برخي
از يافته هاي اين مطالعه به شرح ذيل است.
-
جمعيت
كمتر از 15 سال در سال 1365 از حدود 5/45 درصد به حدود
25 درصد در سال 1385 و جمعيت 15 تا
64 سال از 5/51 درصد به 70 درصد و جمعيت بالاي 65 سال از 3 درصد به 5 درصد رسيده
است.
-
ميزان
اشتغال از 8/85 درصد در سال 1365 به 2/87 درصد در سال 1385 افزايش و ميزان بيكاري
از 2/14 درصد به 8/12 درصد كاهش پيدا كرده است. در بين گروههاي سني بالاترين ميزان
بيكاري در سال 1385 مربوط به گروه سني 24-20 ساله با 26 درصد بوده كه اين نسبت در
بين مردان 22 و در بين زنان 44 درصد بدست آمده است.
-
در
سال 1375 فقط 4 درصد از بيكاران
تحصيلات عالي داشته اند كه در سال 1385 به بيش از 12 درصد رسيده است. اين تفاوت
شديد در بيكاران با تحصيلات عالي
براي مردان و زنان نيز ديده مي شود .
بطوريكه سطح تحصيلات زنان بيكار خيلي بيشتر از مردان بيكار است. در سال
1385، 9/7 درصد از مردان بيكار تحصيلات عالي داشته اند كه اين نسبت در بين
زنان بيش از 3 برابر با 24 درصد به دست آمده است
-
در
سال 1385 حدود 61 درصد از جمعيت 10 ساله و بيشتر كشور غيرفعال بوده اند كه اين نسبت
در بين مردان 34 و در بين زنان 88 درصد بدست آمده است. در بين مردان غيرفعال 5/64
درصد محصل و 18 درصد داراي درآمد بدون كار و در بين زنان غيرفعال 63 درصد خانه دار
و 26 درصد محصل
بوده اند.
-
رابطه بين ميزان بيكاري زنان (متغير وابسته) و نسبت
زنان داراي تحصيلات عالي (افرادي كه فوق ديپلم و بالاتر دارند) معني دار است.
-
رابطه
بين ميزان بيكاري زنان (متغير وابسته) و نسبت زنان داراي تحصيلات عالي (افرادي كه
فوق ديپلم و بالاتر دارند) معني دار است.
بر
اين اساس مي توان گفت 77 درصد از افزايش ميزان بيكاري زنان متأثر از افزايش سطح
تحصيلات زنان در مقاطع عالي است و 23 درصد بقيه متأثر از ساير متغيرهاست. در اين
صورت اين فرضيه كه با افزايش نسبت زنان دانش آموخته مراكز آموزش عالي ميزان بيكاري
نيز افزايش پيدا مي كند، (اشتغال و بيكاري) تأئيد مي شود.
فصل دوم
وضع زناشويي
ازدواج به عنوان
بنيان خانواده عبارت است از يك رابطه قانوني ، عرفي يا ديني كه يك مرد را با يك زن
پيوند مي دهد . با توجه به تاكيداتي
كه دين اسلام و عرف جامعه نسبت به ازدواج دارد اكثريت قريب به اتفاق جامعه آن را
تجربه مي نمايند . همين امر باعث شده در جوامعي كه ازدواج مقدس شمرده مي شود
خانواده به عنوان نهاد اصلي جامعه كه وظيفه توليد نسل و تربيت فرزندان و همچنين
باعث انتقال فرهنگ و سنت در جامعه مي باشد ، از سلامت بيشتري برخوردار باشد.
اين
فصل هم كه به روش اسنادي و با استفاده از آمار رسمي ( سرشماريهاي عمومي نفوس و مسكن
و آمارهاي ثبتي) تهيه مي شود شاخصهاي مربوط به ازدواج ، طلاق و زناشويي مورد بررسي
قرار مي گيرد .
جمعيت از لحاظ وضع زناشويي به دو گروه جمعيت حداقل يك بار
ازدواج كرده و جمعيت هرگز ازدواج نكرده تقسيم مي شوند
- جمعيت حداقل يك بار ازدواج كرده
جمعيت حداقل يك بار ازدواج كرده به سه گروه تقسم مي شوند 1-
افرادي كه داراي همسر هستند 2- افرادي كه به علت طلاق همسر بدون همسر هستند 3-
افرادي كه به علت فوت همسر بدون همسر هستند .
در سال 1385 ، 59.5ميليون
نفر جمعيت 10 ساله و بيشتر
كشور بوده اند كه از اين تعداد 30.2 ميليون نفر مرد و 29.3 ميليون نفر زن بودهاند.
در سال 1385 ،60 درصد از جمعيت 10 ساله و بيشتر كشور حداقل يك بار ازدواج نموده اند
. در سالهاي 1365 و 1375 بعد از انقلاب اسلامي به دنبال جوانتر شدن جمعيت كشور ،
نسبت افراد حداقل يك بار ازدواج كرده در مقايسه با سالهاي 1345 و 1355 كمتر شده است
. در سالهاي 1345 و 1355 به دليل اينكه متوسط سن در اولين ازدواج زنان حدود 7 سال
پايين تر از مردان بود نسبت افراد
حداقل يك بار ازدواج كرده در زنان
خيلي بيشتر از مردان بوده است (حدود 14 درصد) اما در سالهاي 1365 و 1375 اين تفاوت
به حدود 7 تا 8 سال رسيده است . در سال 1345 حدود 75 درصد زنان روستايي 10 ساله و
بيشتر حداقل يك با ازدواج كرده بودند .
جدول 9- نسبت (درصد) افراد حداقل يك بار ازدواج كرده
جمعيت 10 ساله
و بيشتر به تفكيك جنس و مناطق در سالهاي 85-1345
|
1385 |
1375 |
1365 |
1355 |
1345 |
شرح |
|
|
60.0 |
56.1 |
61.1 |
61.8 |
65.5 |
مرد و زن |
كل |
|
56.1 |
52.7 |
56.2 |
56.5 |
58.7 |
مرد
|
|
|
64.1 |
59.7 |
66.2 |
67.3 |
72.8 |
زن |
|
|
60.8 |
56.6 |
61.5 |
58.3 |
61.2 |
مرد و زن |
شهري |
|
56.8 |
52.9 |
56.1 |
52.0 |
53.8 |
مرد
|
|
|
64.9 |
60.6 |
67.2 |
65.3 |
69.4 |
زن |
|
|
58.4 |
55.3 |
60.6 |
65.2 |
68.5 |
مرد و زن |
روستايي |
|
54.6 |
52.3 |
56.2 |
61.1 |
62.2 |
مرد
|
|
|
62.3 |
58.3 |
65.1 |
69.2 |
75.0 |
زن |
|
- داراي همسر
همانگونه كه در جداول ذيل مشاهده ميشود در سال 1385 حدود 56 درصد از جمعيت 10 ساله
و بيشتر كشور داراي همسر بودهاند اين نسبت در بين مردان
54.8 و در بين زنان 56.7 درصد به دست آمده است . مقايسه افراد داراي همسر در
سالهاي 1375 و 1385 نشان مي دهد در تمام گروههاي سني به غير از گروه سني 10 تا 14
ساله ، نسبت داراي همسر در سال 1375
بيشتر از سال 1385 است كه اين موضوع در گروههاي سني 20 تا 34 سال اختلاف بيشتر دارد
. در سال 1375 ، 27 درصد از مردان 20 تا 24 ساله
و 72 درصد از مردان 25 تا 29 ساله و 92 درصد از مردان 30 تا 34 ساله داراي
همسر بوده اند در حالي كه اين نسبتها در سال 1385 به ترتيب 20 ، 62 و86 درصد به دست
آمده كه نشان دهنده تاخير ازدواج در سنين جواني و ميانسالي است . اين وضعيت در بين
زنان هم ديده مي شود به طوري كه در سال 1375 ، 59.5 درصد از زنان 20 تا 24 ساله
و 84 درصد از زنان 25 تا 29 ساله و 91 درصد از زنان 30 تا 34 ساله داراي
همسر بوده اند در حالي كه اين نسبتها در سال 1385 به ترتيب 50.3 ، 76 و 88 درصد به
دست آمده است .
در بين مردان افراد 50 تا 54 ساله با 97 درصد افراد داراي همسر بالاترين نسبت
را به خود اختصاص داده است در حالي كه اين نسبت در زنان مربوط به گروه سني
40 تا 44 ساله با 90 درصد مي باشد .
جدول
10
- توزيع نسبی جمعيت 10 ساله
و
بيشتر
کشور برحسب وضع زناشويی درسالهاي85-1365
|
هرگز ازدواج نكرده |
حداقل يکبار ازدواج کرده
|
|
|
|||
|
بی هسر بر اثر طلاق
|
بیهمسر بر اثر فوت
|
دارای همسر |
جمع*
|
شرح |
|
|
|
36.9 |
0.5 |
4.1 |
56.4 |
61.0 |
كل |
1365 |
|
36.3 |
0.6 |
4.1 |
56.7 |
61.4 |
شهري |
|
|
37.7 |
0.3 |
4.1 |
56.0 |
60.4 |
روستايي |
|
|
43.4 |
0.4 |
3.5 |
52.3 |
56.2 |
كل |
1375 |
|
42.9 |
0.4 |
3.4 |
52.8 |
56.6 |
شهري |
|
|
44.2 |
0.3 |
3.6 |
51.4 |
55.3 |
روستايي |
|
|
39.5 |
0.7 |
3.7 |
55.6 |
60.0 |
كل |
1385 |
|
38.8 |
0.8 |
3.6 |
56.4 |
60.8 |
شهري |
|
|
41.0 |
0.4 |
3.9 |
54.0 |
58.3 |
روستايي |
|
اختلاف مجموع حداقل يكبارازدواج كرده باهرگز ازدواج نكرده
با 100مربوط به اظهارنشده مي باشد.
در مناطق شهري نسبت افراد داراي همسر كمي بيشتر از مناطق روستايي است . جوانتر بودن
جمعيت در مناطق روستايي مي تواند دليل اين موضوع باشد .
-
بدون همسربر اثر فوت همسر
در طي دو دهه گذشته حدود 4 درصد از جمعيت 10 ساله و بيشتر
كشور بدون همسر بر اثر فوت همسر بوده اند اين نسبت در بين مردان حدود يك درصد و در
بين زنان 6 تا 7 درصد بوده است . برخي از عواملي كه مي تواند در اين موضوع تاثير
گذار باشد شامل
بالاتر بودن متوسط سن ازدواج در مردان در مقايسه با زنان
بالاتر بودن اميد زندگي زنان
امكان بيشتر ازدواج مجدد در مردان
چند همسري در مردان . به طوري كه بر اساس تعريف اگر مردي كه دو همسر دارد فوت نمايد
همسران وي بي همسر بر اثر فوت همسر تلقي مي شوند در صورتي كه اگر يكي از همسران مرد
فوت نمايد مرد بي همسر براثر فوت همسر تلقي نمي شود .
نسبت افراد بي همسر بر اثر فوت همسر رابطه مستقيمي با سن دارد به طوري كه
هر قدر سن افزايش پيدا كند
احتمال بي همسري هم بيشتر مي شود بر اين اساس در سال 1385
نسبت مردان بيهمسر بر اثر فوت همسر از06/
درصد در گروه سني 14-10 ساله آغاز و بهتدريج روبه افزايش ميگذارد و در
سنين 65 ساله و بيشتر به 4/10 درصد ميرسد اين نسبت در زنان از 0.07 تا 56 درصد مي
باشد . بر اين اساس در بين زنان 65 ساله و بيشتر نسبت
زنان بيوه بيش از 5 برابر مردان بي همسر بر اثر فوت همسر مي باشد . همانطور كه گفته
شد مسن تر بودن مردان در برابر همسرانشان و پايين تر بودن اميد زندگي مردان از علل
آن مي تواند باشد .
در مناطق روستايي نسبت افراد بي همسر بر اثر فوت همسر كمي
بيشتر از مناطق شهري است
بدون همسربر اثر
طلاق همسر
نسبت
افرادي كه همسران خود را طلاق داده اند در سال 1385 نسبت به دو دهه گذشته از افزايش
قابل توجهي برخوردار بوده است . در سال 1385 حدود 0.7 درصد از جمعيت 10 ساله و
بيشتر كشور بي همسر بر اثر طلاق همسر بوده اند كه اين نسبت در مقايسه با سال 1375
حدود 60 درصد بيشتر شده است . افزايش نسبت بي همسر بر اثر طلاق همسر عمدتا در مناطق
شهري بوده به طوري كه در طي 10 سال گذشته اين نسبت دو برابر شده و از 0.4 درصد به
0.8 درصد رسيده است . در حالي كه اين نسبت در مناطق روستايي از 0.3 به 0.4 درصد
افزايش داشته است .در سال1385 نسبت
زنان مطلقه حدود دو برابر مردان بوده است به طوري كه نسبت افراد بي همسر بر اثر
طلاق همسر در زنان 0.86 و در مردان 0.46 بوده است . برخي از عواملي كه مي تواند در
اين موضوع تاثير گذار باشد شامل :
1-
امكان
بيشتر ازدواج مجدد در مردان
2-
چند
همسري در مردان . به طوري كه بر اساس تعريف اگر مردي كه دو همسر دارد از يكي از
همسران خود جدا شود مرد بي همسر
براثر طلاق همسر تلقي نمي شود . در صورتي كه زن مطلقه محسوب مي شود .
|
جدول 11 - توزيع نسبی
مردان 10 ساله و بيشتر
کشور برحسب وضع زناشويی و به
تفکيک گروههای سنی و جنس در سالهاي 1375 و 1385 |
||||||||||
|
1385 |
1375 |
گروههای سني
|
||||||||
|
هرگز ازدواج نكرده |
حداقل يکبار ازدواج کرده
|
هرگز ازدواج نكرده |
حداقل يکبار ازدواج کرده
|
|||||||
|
بی هسر بر اثر طلاق همسر |
بیهمسر بر اثر فوت همسر |
دارای همسر |
جمع
|
بی هسر بر اثر طلاق همسر |
بیهمسر بر اثر فوت همسر
|
دارای همسر |
جمع*
|
|||
|
43.42 |
0.46 |
0.99 |
54.8 |
56.08 |
47.06 |
0.24 |
1.01 |
51.40 |
52.66 |
كل |
|
97.48 |
0.08 |
0.06 |
0.55 |
0.70 |
99.54 |
0.04 |
0.05 |
0.36 |
0.45 |
10-14 |
|
96.99 |
0.09 |
0.07 |
1.89 |
2.07 |
96.62 |
0.06 |
0.06 |
2.42 |
2.54 |
15-19 |
|
78.36 |
0.20 |
0.09 |
20.73 |
21.06 |
72.21 |
0.14 |
0.12 |
26.97 |
27.23 |
20-24 |
|
36.45 |
0.51 |
0.13 |
62.60 |
63.28 |
27.11 |
0.29 |
0.16 |
72.16 |
72.61 |
25-29 |
|
12.23 |
0.77 |
0.18 |
86.70 |
87.67 |
0.77 |
0.38 |
0.22 |
91.60 |
92.20 |
30-34 |
|
4.99 |
0.87 |
0.25 |
93.82 |
94.95 |
2.99 |
0.42 |
0.32 |
96.17 |
96.91 |
35-39 |
|
2.60 |
0.85 |
0.40 |
96.09 |
97.35 |
1.65 |
0.43 |
0.50 |
97.32 |
98.25 |
40-44 |
|
1.59 |
0.79 |
0.63 |
96.94 |
98.36 |
1.21 |
0.44 |
0.80 |
97.45 |
98.69 |
45-49 |
|
1.09 |
0.73 |
1.13 |
96.99 |
98.87 |
0.99 |
0.43 |
1.32 |
97.13 |
98.88 |
50-54 |
|
0.89 |
0.65 |
1.74 |
96.66 |
99.06 |
0.76 |
0.38 |
2.06 |
96.69 |
99.13 |
55-59 |
|
0.86 |
0.59 |
3.02 |
95.46 |
99.08 |
0.76 |
0.42 |
3.56 |
95.12 |
99.10 |
60-64 |
|
0.71 |
0.51 |
10.35 |
88.26 |
99.13 |
0.66 |
0.48 |
10.47 |
88.11 |
99.06 |
65+ |
|
*
اختلاف مجموع حداقل يكبارازدواج كرده باهرگز ازدواج نكرده
با 100مربوط به اظهارنشده مي باشد. |
||||||||||
نسبت افراد بي همسر بر اثر طلاق همسر تا سن 40 تا 45 سالگي
رابطه مستقيمي با سن دارد به طوري كه در مردان تا سن 40 ساله
و در زنان تا سن 45 سالگي هر
قدر سن افزايش پيدا كند احتمال طلاق هم بيشتر مي شود و بعد از اين سنين
اين نسبت كاهش پيدا مي كند .
بر اين اساس در سال 1385 نسبت مردان
بيهمسر بر اثر طلاق همسر از08/ درصد در گروه سني 14-10 ساله آغاز و تا
سن 35 تا 39 ساله (0.87 درصد)
بهتدريج روبه افزايش ميگذارد و بعد از آن روند كاهشي پيدا مي كند تا اينكه
در سنين 65 ساله و بيشتر به 0.51
درصد ميرسد اين نسبت در زنان هم همين فرايند را طي مي كند با اين تفاوت كه
در سنين 40 تا 44 سالگي با 1.58 درصد به حداكثر مي رسد و در 65 ساله و بيشتر به
0.93 خاتمه پيدا مي كند .
|
جدول 12 - توزيع نسبی زنان 10 ساله و بيشتر کشور برحسب وضع زناشويی
و بهتفکيک گروههای سنی وجنس در سالهاي 1375 و 1385 |
||||||||||
|
1385 |
1375 |
گروههای سنی |
||||||||
|
هرگز ازدواج نكرده |
حداقل يکبار ازدواج کرده |
ازدواج
نکرده |
حداقل يکبار ازدواج کرده |
|||||||
|
بیهسر بر اثر طلاق همسر |
بیهمسر بر اثر فوت همسر |
دارای همسر |
جمع |
بیهسر بر اثر طلاق همسر |
بیهمسر بر اثر فوت همسر |
دارای همسر |
جمع* |
|||
|
35.42 |
0.86 |
6.5 |
56.68 |
64.1 |
39.54 |
0.50 |
6.01 |
53.22 |
59.73 |
کل |
|
96.67 |
0.08 |
0.07 |
1.31 |
1.64 |
96.97 |
0.04 |
0.06 |
1.10 |
1.20 |
10-14 |
|
82.32 |
0.16 |
0.10 |
16.40 |
16.84 |
81.44 |
0.12 |
0.11 |
17.48 |
17.70 |
15-19 |
|
49.23 |
0.50 |
0.22 |
49.43 |
50.30 |
39.30 |
0.38 |
0.30 |
59.45 |
60.12 |
20-24 |
|
23.83 |
1.00 |
0.55 |
74.30 |
75.93 |
14.75 |
0.63 |
0.72 |
83.61 |
84.96 |
25-29 |
|
11.51 |
1.36 |
1.22 |
85.75 |
88.36 |
6.41 |
0.78 |
1.55 |
91.10 |
93.42 |
30-34 |
|
6.07 |
1.52 |
2.40 |
89.90 |
93.85 |
3.25 |
0.83 |
2.91 |
92.88 |
96.62 |
35-39 |
|
3.54 |
1.58 |
4.48 |
90.33 |
96.40 |
1.92 |
0.87 |
5.13 |
91.95 |
97.95 |
40-44 |